![]() |
![]() |
|
| گراز بسیط زمین عقل منهدم گردد ........به خود گمان نبرد هیچکس که نادانم |
|
یاد دارم در غروبی سرد سرد
می گذشت از کوچه ما دوره گرد داد می زد: کهنه قالی می خرم دسته دوم جنس عالی می خرم کاسه و ظرف سفالی می خرم گرنداری کوزه خالی می خرم اشک در چشمان بابا حلقه بست عاقبت آهی کشید بغضش شکست اول ماه هست و نان در سفره نیست ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟ بوی نان تازه هوشش برده بود اتفاقا مادرم هم روزه بود خواهرم بی روسری بیرون دوید گفت آقا سفره خالی می خرید؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 3 خرداد1388ساعت 9:48 AM توسط ايمان ازایران برای ایران |
|
|
می گویند زمانی که قرار بود دادگاه لاهه برای رسیدگی به دعاوی انگلیس در ماجرای ملی شدن صنعت نفت تشکیل شود،دکتر مصدق با هیات همراه زودتر از موقع به محل رفت.
در حالی که پیشاپیش جای نشستن همه ی شرکت کنندگان تعیین شده بود دکتر مصدق رفت و روی صندلی انگلستان نشست.قبل از شروع جلسه یکی دو بار به دکتر مصدق گفتند که اینجا برای هیات انگلیسی در نظر گرفته شده و جای شما آن جاست اما پیرمرد تحویل نگرفت و روی همان صندلی نشست.
جلسه داشت شروع می شد و هیات نمایندگی انگلیس روبروی دکتر مصدق منتظر ایستاده بود تا بلکه بلند شود و روی صندلی خودش بنشیند اما پیرمرد اصلاً نگاهشان هم نمی کرد. جلسه شروع شد و قاضی رسیدگی کننده به مصدق رو کرد و گفت که شما جای انگلستان نشسته اید و جای شما آن جاست.
کم کم ماجرا داشت پیچیده می شد که مصدق بالاخره به حرف آمد و گفت:خیال می کنید نمی دانیم صندلی ما کجاست و صندلی انگلیس کدام است؟نه آقای رییس،خوب می دانیم جایمان کجاست اما راستش را بخواهید چند دقیقه ای روی صندلی دوستان نشستن برای خاطر این بود تا دوستان بدانند برجای ایشان نشستن یعنی چه.
او اضافه کرد که سال های سال است که دولت انگلستان در سرزمین ما خیمه زده و کم کم یادشان رفته که جایشان این جا نیست.
با همین ابتکار و حرکت عجیب بود که تا انتهای نشست فضای جلسه تحت تاثیر مستقیم این رفتار پیرمرد قرار گرفت و در نهایت هم انگلستان محکوم شد. چرخ دنیا خوب نمی چرخد و به نظر می رسد که عده ای جای عده ی دیگر نشسته اند و به قول عمران صلاحی "حالا حکایت ماست". |
|
+ نوشته شده در
شنبه 12 اردیبهشت1388ساعت 11:41 AM توسط ايمان ازایران برای ایران |
|
|
«رفع تبعيض در همه جا، از همه كس»
«شعار – برنامه»هاي مرحلهاي ملي- مذهبيها براي انتخابات رياستجمهوري با شعار «رفع تبعيض در همه جا، از همه كس» منتشر شد. شوراي فعالان ملي – مذهبي پس از اولين بيانيه انتخاباتي خود (در تاريخ 12 آبان ماه 1387) كه اعلام نموده بود به طور مستقل وارد فضاي و كنش انتخاباتي ميشود، در دومين بيانيه انتخاباتياش به طرح «شعار – برنامه»هاي مرحلهاي ملي – مذهبيها براي انتخابات رياستجمهوري پرداخته است. اين بيانيه حاوي يك جزوه 40 صفحهاي است. جزوه مزبور از دو فصل تشكيل شده است. در فصل اول «مباني تحليلي برخورد «برنامهمحور» با انتخابات توضيح داده شده است. در فصل دوم شعار – برنامهها مطرح گرديده است. در مقدمه اين فصل اولويتهاي اين برنامه مرحلهاي چنين برشمرده شده است: 1-اصلاح مديريت سياست خارجي كشور و برقراري رابطه منطقي و شفاف و مبتني بر منافع ملي با آمريكا. 2-جهتگيري توسعهگراي توليدي و ايجاد اشتغال و رفاه نسبي براي اقشار مختلف مردم. 3-ايجاد فضاي تنفسي براي فعالان سياسي و مدني و اجتماعي و تقويت نهادهاي صنفي و سنديكايي. 4-تأكيد بر مديريت پاك، سالم و كارآمد در همه حوزهها. در ادامه اين فصل برخي مطالبات در چند بخش آمده است. اين بخشها و برخي از شعار – برنامههايي كه در ذيل آنها آمده، عبارت است از: مديريت سياست خارجي همچون اصلاح روابط خارجي كشور از جمله برقراري رابطه منطقي، شفاف و مبتني بر منافع ملي با آمريكا (و غرب) و...؛ مديريت اقتصادي همچون شفافكردن بودجه و جلوگيري از هرگونه تخصيص بودجه و اعتبار از درآمدهاي ملي به نهادهاي مرئي و نامرئي و رفع تبعيض و حداقل ايجاد تعادل نسبي بين بودجه حوزه (و نهادهاي مختلف مرتبط با روحانيت دولتي تحت عناوين تحقيق، انتشارات، تبليغ، آموزش و...) و دانشگاه - تفكيك مسئوليت و نهاد فروش و مديريت درآمد نفت و ذخاير ارزي (و صندوق سرمايهگذاري ملي) از نهاد اجرايي و دولت و سپردن مؤلفه اول به نهادهاي مستقل از دولت، (همچون مجلس و...) و واريزي سريع درآمد نفت به صندوق سرمايهگذاري ملي و برنامهريزي براي خروج تدريجي درآمد نفت از بودجه جاري(با همكاري كارشناسان مستقل ملي) - استقلال بانك مركزي از دولت و انتخاب رياست آن از سوي نهادهاي مستقل از دولت (همچون مجلس و...) - مجاني كردن و يا كاستن از هزينههاي آموزش، درمان و ... به جاي تلاش براي پرداخت نقدي يارانهها و...؛ مديريت سياسي – اجتماعي همچون زمينهسازي براي آشتي ملي با تشكيل يك كميتهي حقوقي براي اعاده حيثيت و رفع ستم از كساني كه در طول سه دهه اخير مورد ظلم واقع شدهاند و عدم تعقيب دستاندركاران اين نوع پروندهها - حذف نظارت استصوابي كه خلاف اهداف انقلاب و روح و محتواي قانون اساسي و مواد مختلف آن است و انتخابات و حق رأي آزادانه مردم را به سيستمي دو مرحلهاي تبديل ميكند. - ديدار ادواري رياستجمهوري با منتقدان درون حاكميت (احيانا از جريانهاي راست و سنتي و اصلاحطلب) و منتقدان بيرون از حاكميت (از فعالان سياسي – مدني و احزاب ملتزم به قوانين) تأكيد ويژه بر انتخاب مديران پاك (به لحاظ اقتصادي و مديريتي)، كارآمد و متخصص براي همه بخشهاي اجرايي (از وزيران، معاون وزيران تا مديران كل و مديران مؤثر در حوزههاي گوناگون) و نظارت بر انضباط اقتصادي مديران و صرفهجويي ملي و جلوگيري از هدر دادن درآمدهاي نفتي كه ثروت همه نسلهاي ايراني است و...؛ مديريت فرهنگيورداه آ همچون آزادي همه شهروندان ايراني براي هر نوع ارتباط اجتماعي با يكديگر از طريق رسانههاي ديداري، شنيداري، نوشتاري (مانند شبكههاي راديويي و تلويزيوني، نشريه، روزنامه، فيلم، كتاب و ...) بدون تبعيض و برخورد با هر گونه تخلف قانوني در دادگاه صالحه و با حضور هيئت منصفه قانوني و انتخابي - انتخاب شدن ائمه جمعه توسط شوراي شهر (و امكان تغيير آنها توسط اين نهاد و...؛ مديريت آموزش و آموزش عالي همچون استقلال دانشگاهها و انتخابي شدن رؤساي آنها (توسط اساتيد، كارمندان و دانشجويان هر دانشگاه) - رفع تبعيض از فعالان دانشجويي و به رسميت شناختن و حمايت از حق فعاليت صنفي و سياسي براي تمام دانشجويان ملتزم به قوانين صرفنظر از علايق فكري، ديني، سياسي، قومي، جنسي و ...؛ زنان همچون تشكيل وزارتخانه زنان (همانند برخي كشورهاي مسلمان) و متمركز شدن كليه امور زنان در اين وزارتخانه - انتخاب زنان صاحب صلاحيت به وزارت براي تجلي و تقويت توانمنديهاي زنان - ضمن توجه به اعتقادي بودن حجاب؛ لغو حكومتي و اجباري بودن حجاب و شكل خاصي از پوشش، مانند تمامي كشورهاي اسلامي (تبديل به قانون كردن نظريه آيتالله طالقاني كه در آن زمان مورد تأييد آيتالله خميني نيز قرار گرفته است) - ارائه لوايح مختلف براي رفع تبعيض عليه زنان - ارائه لايحه براي لغو قانوني مجازات سنگسار (زنان و مردان). و...؛ اقوام ايراني همچون رفع تبعيض در اختصاص مناصب عالي كشور و انتخاب وزير از افراد صاحبصلاحيت (به ويژه از ميان هموطنان كرد سني) - افزايش اختيارات شوراها در جهت خودگرداني محلي در زمينههاي مختلف شهري (نه صرفا به عنوان هيئت مديره شهرداريها) - تدريس زبان مادري، در كنار زبان ملي در مدارس ابتدايي در استانهاي شامل گروههاي زباني غيرفارسي طبق قانون اساسي و... و اصناف مانند كارگران، معلمان و ...، همچون به رسميت شناختن و حمايت از نهادهاي صنفي و سنديكايي و نظرخواهي و مشاركت دادن كارشناسي اتحاديهها و سنديكاها توسط دولت در حوزه شغلي و صنفيشان (اعم از اتحاديههاي صنفي و سنديكايي كارگران، معلمان، مهندسان، پزشكان، پرستاران، روزنامهنگاران، وكلا، اصناف بازار، مولدان و كارآفرينان، بازنشستگان و...) - لغو قراردادهاي موقت كار به طور كلي و... همچنين در يك پيوست تفصيليتر توضيحاتي تكميلي و تخصصي جهت روشنتر كردن ضرورت برخي از اين مطالبات آمده است. به نظر ميرسد طرح برخي از اين مطالبات همچون برقراري رابطه شفاف با آمريكا، تشكيل كميته حقوقي رفع ستم از برخي شهروندان براي آشتي ملي، ديدار ادواري رياستجمهور با همه نيروهاي داخلي، انتخاب شدن ائمه جمعه توسط شوراها، تشكيل وزارتخانه زنان و انتخاب وزير زن، لغو حجاب اجباري، رفع تبعيض از پيروان مذاهب و گروههاي زباني – قومي در بهرهمندي از مناصب كشور، لغو قراردادهاي موقت كار و...؛ از موارد بحثانگيز شعار – برنامههاي ملي – مذهبيها باشد كه نامزدهاي مطرح شده براي رياستجمهوري سال آينده را در برابر موضوعات و پرسشهاي جديد و معيني قرار دهد. هر چند بسياري از شعار – برنامههاي مطرح شده در بخشهاي مختلف اين جزوه، مطالب جزئيتر و ريزتري نسبت به اين سطح از مطالبات را تشكيل ميدهد.
منبع:www.mellimazhabi.org |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 10 بهمن1387ساعت 10:17 PM توسط ايمان ازایران برای ایران |
|
|
نامه سرگشاده انجمن اسلامی دانشجوِیان دانشگاه سیستان و بلوچستان به احمدی نژاد
جناب آقای احمدینژاد که شاید ناچار باشیم شما را رییسجمهور محترم خطاب کنیم؛
شما میدانید که در مورد دیکتاتوران و مستبدان، تاریخ چه نوشته و گفته است؟ حتما میدانید! اما این را نیز میدانید که شما را با دیکتاتوران تاریخ مقایسه میکنند؟ دیکتاتورانی که دوران حکومت آنها آکنده از تفتیش عقاید، سرکوب و خفقان، زندانی کردن و به دار آویختن منتقدین، دگراندیشان، روشنفکران و آزادیخواهان جامعه است. میدانید! اما شاید خود را به خواب میزنید و وای بر کسی که خود را به خواب میزند، چه سخت است بیدار کردن آن؟ جناب آقای احمدینژاد؛ اینجا سیستان و بلوچستان است! محرومترین استان کشور! با شنیدن و دیدن فجایع غزه و کشتار بیرحمانه انسانها در آنجا دلمان به درد آمد و بهشدت از این فاجعه انسانی متأثر و متأسف شدیم. اما در فاصلهای نهچندان دور، در سراوان نیز حادثهای رخ داد که رفتار دوگانه دولت شما در برخورد با این دو حادثه بر دردهایمان افزود. آیا برداشت شما از عدالت و مهرورزی، سرکوب جریانهای فکری و عقیدتی اهل تسنن است؟ اگر اینگونه است که شما خود، مظهر و نماد بیعدالتی هستید. چگونه میشود که دارای دومین دارندهی ذخایر گازی جهان باشیم و مردم کشور، علیالخصوص مردم این استان از داشتن گاز محروم باشند؟ آیا تاکنون در این دو سفر استانی خود، جرأت کردهاید با تمام تیم حفاظتی خود به شیرآباد یا کریمآباد زاهدان بروید و فقر و بدبختی را از نزدیک لمس کنید؟ نفت 130 دلاری، تحول اقتصادی پیشکشتان؛ همان آب و نان خالی را به سفرههای مردم برگردانید. انرژی هستهای پیشکش شما و دولتتان، امنیت و آرامش را به مردم بازگردانید. سه سال و اندی از آغاز خدمتگذاری و مهرورزی دولت شما میگذرد، اما ما چیزی ندیدیم مگر؛ - اعمال فشار و محدودیت شدید روی جنبش دانشجویی، احزاب و نهادهای سیاسی و مدنی - بسته شدن فضای مطبوعاتی کشور- افزایش ناهنجاریهای اجتماعی- گسترش فقر، فساد و تبعیض- امکان به مخاطره افتادن تمامیت ارضی کشور- انزوای هرچه بیشتر ایران در صحنهی بینالملل، پس از صدور 4 قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل- اخراج و بازنشسته کردن اجباری اساتید برجسته، باتجریه و دگراندیش دانشگاهها- انتصابی شدن رؤسای دانشگاهها و دانشکدهها- افزایش تنش در حوزهی روابط خارجی با جامعهجهانی- عملکرد متناقض در تحریک عرق ملی و وانهادن تمامیت ارضی در دریای خزر و جزایر ایرانی در خلیج فارس- رشد روزافزون و غیر منطقی تورم، فقر و بیکاری- نادیده انگاشتن توصیهها و نظرات متخصصین و کارشناسان حوزهی اقتصادی برای برونرفت از وضعیت بحرانی حاکم بر اقتصاد کشور- برداشت غیرمعقولانه از صندوق ذخیره ارزی و نامعلوم بودن میزان ذخیره ارزی- تلاش برای ترویج سیستم صدقهپروری در جامعه- شتاب در اجرای طرح تحول اقتصادی برای پیشبرد اهداف انتخاباتی با هزینه ملی، علیرغم اخطارها، تذکرات و توصیههای کارشناسان اقتصادی- ارائه آمارهای غیرواقعی در زمینه تورم، بیکاری، رشد اقتصادی- از دست رفتن میلیاردها دلار از بیتالمال در تبدیل دلارهای نفتی به یورو و طلا به منظور اجرای سیاست مبارزه با دلار در دولت فعلی- آسیبهای مدیریتی ناشی از جابهجایی بیش از 9 وزیر کابینه- افزایش هزینههای اجرایی دولت نهم و ... از خود پرسیدهاید چه کردهاید که مردم برای پایان دورهی ریاست شما بر دولت، لحظه شماری میکنند؟ شما رییسجمهور ملت ایران نیستید، بلکه تنها رییس دولتی اقتدارگرا و تمامیتخواه هستید. دولتی که کردانها، الهامها و محصولیها در آن وجود دارند. باتوجه به دلایل فوق، حضور شما . باتوجه به دلایل فوق، حضور شما در دانشگاه مورد اعتراض ما میباشد. زیرا کسی که با ستارهدار کردن، زندانی نمودن و اخراج دانشجویان و اساتید از دانشگاهها به سرکوب جنبش دانشجویی میپردازد، جایگاهی نزد دانشجو و دانشگاه ندارد. وعدههای پوچ استانی به همراه اتوبوسهای سیاهی لشکر سالن پرکن را به تهران بازگردانید، چند ماه دیگر نیز شما را تحمل خواهیم کرد.
پایان شب تیره در راه است/ روزنهای شاید |
|
+ نوشته شده در
شنبه 14 دی1387ساعت 10:6 PM توسط ايمان ازایران برای ایران |
|
|
به نام داناي افكار و شاهد كردار
جوابیه اعضای هم پیمانان حاضر در شورای صنفی در اعتراض به مطالب نشریه خیمه
آن زماني كه شما در خواب خوش بوديد و نمي دانستيد كه چيزي به نام شوراي صنفي وجود دارد يا نه كساني بودند كه هر روز براي تجديد حيات اين شورا بدون چشمداشت و حتي بدون اينكه نامي از آنان برده شود در تكاپو بودند ، تكاپو براي زنده كردن حقوقي كه پايمال شده بود و اندك كساني از آن آگاهي داشتند كه از همين عده قليل افراد انگشت شماري دغدغه طلب كردن اين حقوق از طريق تشكيل شوراي صنفي را داشتند . چگونه شما بدون آگاهي از مسائلي ازين دست قضاوت كرده ايد ، مي كنيد و احتمالا خواهيد كرد؟ شايد ميدانيد و نميدانيد ؟ دانستن و ندانستن از خلقيات منفعت طلبان است كه دانسته هاشان را با ترازوي منافع مي سنجند و در صورت لزوم حق را نه تنها ناديده كه انكار نيز مي كنند . كساني كه در انتخابات به عنوان كانديدا حضور نيافتند حتما دلايلي براي كارشان داشته و دارند . آيا دلايل را ازايشان جويا شده ايد ؟ و اما افرادي كه نامزد انتخاب براي تشكيل شورا شدند همه تنها و تنها براي تشكيل نهادي قانوني براي پيگيري حقوق دانشجويان گام برداشتند تا ازين رهگذر دانشجويان بتوانند خواسته هاشان را دنبال كرده بدون نگراني از پرداخت هزينه و گزند. اين بي انصافي شماست كه آنها را انسانهايي ضعيف وغير فعال بخوانيد . كساني كه كانديدا شده براي تشكيل شورا تلاشي قابل تحسين از خود به نمايش گذاشتند واين نكته كه گفته ايد همپيمانان متوجه شدند كه تنها با دانشكده ادبيات به هدف خود نمي رسند اين سوال را مطرح مي كند كه مگر هدف آنان چه بود؟ آيا هدفي جز همراهي و كمك به دانشجويان داشتند؟ همه اعضاي همپيمانان برآمده از قشر دانشجويانند حال اينكه شما اين گروه را كاملا جدا از دانشجويان نشان داده ايد ، افرادي خودخواه كه فقط به اهداف خود مي انديشند وبراي رسيدن به اميال شخصي پا به عرصه انتخابات گذاشته اند . حقيقت همپيمانان كاملا متفاوت از چهره ايست كه شما قصد نشان دادن آنرا داشته ايد ، اين گروه متشكل از دانشجويانيست كه نارضايتي از انبوه مشكلات دانشجويان كه آنان را نيز در بر ميگرفت برآن داشتشان تا با يكديگر همپيمان شوند و در حد توان خود نشاط ،رفاه و آزادي رابراي هم صنفي هاي خويش به ارمغان بياورند . شما ذكر كرديد عده اي از افراد تمايلي براي كانديداتوري نداشته اند ولي به اين دليل كه هيچ هزينه اي از نظر مادي و زماني نمي پرداختند حاضر به حضور در رقابت انتخاباتي شدند . بازهم به از شما مي پرسم كه آيا حقيقتا نمي دانيد يا ... كه در هردوصورت نمي توانيد ادعاي اطلاع رساني و امانت داري داشته باشيد . اگر نميدانيد مي گويم تا بدانيد و اگر هم دانسته گفته ايد باز ميگويم تا بلكه تلنگري باشد بر پيكره تفكر و منافعتان ، تمام اعضاي هم پيمانان براي حضور در انتخابات توجيه شده بودند و با آگاهي كامل از هزينه هاي مادي و معنوي اين مسئوليت را پذيرفتند ، هيچ تامين كننده مالي چه در داخل وچه خارج از همپيمانان وجود نداشته وندارد مگر خود اعضاء . حتما از گستردگي تبليغات اين گروه خبر داريد. درست است كه اين مبلغ براي انتخابات در حد حتي يك شهر هم ناچيز است اما براي انتخابات شوراي صنفي دانشگاه مبلغي زياد به چشم مي آيد با توجه به اين نكته من از شما سوالي دارم . مي توانيد بگوييد كه اگر اين پول را شخص يا اشخاص معدودي پراخته اند ( منظور دو يا سه نفر) چه انگيزه اي ازين كار داشته اند ؟ تمام نفراتي كه به همپيمانان وارد شدند قبل از ورود وبا حضور در جلاسات متعدد اهداف و نوع نگرش خود را براي ساير اعضا شرح داده اند و كسي بيهوده و بي هدف وارد ائتلاف نشده . نكته ديگر استفاده از عبارت سران همپيمانان است كه جاي بحث دارد. اينجا لازم است اعلام كنم كه همپيمانان هيچ رهبر ، رئيس و به قول شما سراني ندارد ،در اين گروه همه يكسان و يك پايه اند ، اين گروه يك جمع دانشجويي فارق از سلسله مراتب تعريف شده براي افرادي همچون شماست . شما با حرف هايتان اكثريت راي دهندگان را مورد حمله قرار داديد و آنهارا فريب خورده ويا بي اطلاع معرفي كرده ايد ، اين از نوشته هايتان بر مي آيد. در مورد جدايي و كناره گيري ائتلاف مهندسي از شوراي صنفي بايد بگويم كه آنها بدليل مشكلاتي از شوراي صنفي كناره گرفتند ولي همچنان در گروه همپيمانان حضوري فعال دارند ، اين عزيزان نيز از همان ابتدا كار خود را با هدف خدمت به دانشجويان شروع كردند كه مسائلي موجب خروج آنها از شورا شد و دلایل این عمل را طی بیانیه ای شرح داده اند که از بحث فعلی خارج است . در مقابل شما که از ابتدای تلاش برای تشکیل شورای صنفی تمایلی برای حضور در این عرصه نشان نداده اید وحتی سعی در بی نتیجه گذاشتن این کوشش از طریق زیر سوال بردن صحت انتخابات در نشریه خیمه (شماره چهارم) داشته اید چگونه می توانید به اشخاصی که تمام تلاش خود را برای تشکیل و تایید شورای صنفی به کار بستند برچسب ضعف و بی تجربگی بزنید ، لازم به ذکر است که اکثر قریب به اتفاق اعضای هم پیمانان پیش از حضور در انتخابات درزمینه های گوناگون از جمله امور صنفی دانشگاه مشارکت داشته اند و همواره دلسوزی خود در این مسائل آشکارکرده اند . در آخر امید واریم تا دست از انتشار متونی نظیر این دست برداشته و بجای استفاده از مطالب بی پایه واساس به نشر حقایق بپردازید که این امر به تحقیق وصد البته صداقت نیاز دارد . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 4 دی1387ساعت 12:14 PM توسط ايمان ازایران برای ایران |
|
|
به نام خدا بيانيه دانشجويان متحصن دانشگاه سیستان و بلوچستان اکنون ما دانشجویان متحصن دانشگاه سیستان و بلوچستان که پنجمین روز تحصن خود را در اعتراض به مشکلات امنیتی وصنفی ناشی از عملکرد ضعیف مسؤولان حراست فیزیکی و مسؤولان انضباطی دانشگاه و عدم اجرای مناسب بندهای ذکر شده در بیانیه قبلی (با توجه به توافقات اولیه صورت گرفته بین مسؤولان دانشگاه و شورای تجمع کنندگان) در دانشگاه سیستان و بلوچستان، پشت سر گذاشته و وارد ششمین روز تحصن صنفی خود شده ایم، با توجه به مذاکرات صورت گرفته با مسؤولان دانشگاه و سخنان شفاهی آن ها در مورد پذیرش 8 بند مطرح شده در بیانیه ی قبلی دانشجویان متحصن و اعلام بررسی و اجرای بندهای مورد اشاره از طرف مسؤولان دانشگاه، با اصرار و تأکید بر اجرای مطالبات صنفی برحق خود، اعلام می داریم که با توجه به موارد زیر؛
1). وساطت چند تن از اساتید گرانقدر و رایزنی های صورت گرفته آن ها با مسؤولان دانشگاه در مورد پذیرش و اجرای مطالبات صنفی ما دانشجویان متحصن از جانب مسؤولان و اعتماد به اساتید محترم که نتایج مذاکرات آن ها علاوه بر قول های شفاهی مسؤولان دانشگاه در مورد پذیرش و اجرای مطالبات صنفی ما دانشجویان، به آن ها، ارسال نامه ای از طرف ریاست محترم دانشگاه به معاونت فرهنگی، دانشجویی - مبنی بر اجرای مطالبات صنفی دانشجویان دراسرع وقت- بوده است. 2). مذاکرات نمایندگاه دانشجویان متحصن با مسؤولان دانشگاه و تأکید مسؤولان مبنی بر مصونیت انضباطی و آموزشی و یا تهدید و ارعاب دانشجویان متحصن از طرف مسؤولانی که دانشجویان، استعفای آن ها را در بند 3 مطالبات خود خواستار شده بودند و همچنین از طرف افرادی که تحت عنوان رابط هم اکنون در سطح دانشگاه و برای کمیته انضباطی و یا ارگان های دیگر فعالیت می کنند. 3). در صورت تهدید و ارعاب دانشجویان متحصن از طرف افراد یا ارگان های ذکر شده در بند 2 این بیانیه، دانشجویان می توانند به دفتر شورای صنفی دانشگاه واقع در ساختمان جدید کلاس های دانشکده ی مهندسی و تشکل های مختلف دانشجویی در دانشگاه مراجعه نمایند. تحصن خود را به حالت تعلیق درآورده و نظاره گر اجراء و عملکرد مسؤولان دانشگاه در مورد مطالبات صنفی خویش، خواهیم بود. این تعلیق تحصن ما دانشجویان، تنها براساس حسن اعتمادی که به مسؤولان دانشگاه و اساتید محترم، در مورد رسیدگی و اجرای مطالبات ما از طرف مسؤولان داشته ایم، است. ضمناً هشدار می دهیم چنانچه هر کدام یک از 8 بند تصریح شده در بیانیه ی قبلی در طول این مدت نقض شود -کما اینکه در طی چند روز گذشته نیز نقض شده بود- یا اینکه نسبت به سه مورد ذکر شده در این بیانیه از جانب مسؤولان مربوطه دوباره تعرضی صورت گیرد، ما دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان بر خود واجب می دانیم تا مطابق یا اصل 27 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران با برگزاری تجمع مجدد در دانشگاه سیستان و بلوچستان، برای رسیدن به مطالبات صنفی برحق خود، تلاش نماییم. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 29 آبان1387ساعت 4:28 PM توسط ايمان ازایران برای ایران |
|
دورۀ ارزانی است شرف اینجا ارزان تن عریان ارزان آبرو قیمت یک تکۀ نان و دروغ ازهمه چیز ارزانتر! و چه تخفیف بزرگی خورده است قیمت آدم ها چه خریدش آسان و فروش آسانتر چه گران است ولی آزادی همه زندانی شیطان شده اند و گناهان بزرگ چو حصاری شده است که گذر ممکن نیست «دکتر محمد پی پل زاده» |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 2 آبان1387ساعت 7:52 PM توسط ايمان ازایران برای ایران |
|
|
نامه ای سرگشاده به رئیس جمهور
با سلام آقای رئیس جمهور بنده نه به شما رای داده ام و نه در انتخابات ریاست جمهوری از شخص خاصی حمایت کرده ام.از همان موقع که تبلیغات و صحبتهای شما را شنیدم احساس بدی بهم دست داد و یک نوع فریب افکار عمومی به ذهنم تداعی میکرد .منتها شما آنقدر در عوامفریبی استادید که با هر کسی که صحبت می کردم باورش نمی شد. نام نویسنده محفوظ است |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 18 شهریور1387ساعت 2:12 PM توسط ايمان ازایران برای ایران |
|
|
یه شب که من حسابی خسته بودم همین جوری چشام رو بسته بودم سیاهی چشام یه لحظه سر خورد یکدفعه مثل مرده ها خوابم برد تو خواب دیدم محشر کبری شده محکمه الهی برپا شده خدا نشسته مردم از مرد وزن ردیف ردیف مقابلش ایستادن چرتکه گذاشته وحساب می کنه به بنده ها عتاب خطاب می کنه می گه چرااینهمه رج می کنید راهتون واینقده کج میکنید آیه فرسنادم که آدم بشین بادلخوشی کنار هم جمع بشین دلای غم گرفترو شاد کنید با فکرتون دنیارو آباد کنید عقل دادم برید تدبر کنید نه اینکه جای عقل وکاه پر کنید من بهتون چقدر ماشا... گفتم نیافریده بارک ... گفتم من که هواتون همیشه داشتم حتی یه لحظه گشنتون نذاشتم اما شما بازی نکرده باختید نشستید وخدای جعلی ساختید هرکدوم از شما خودش خدا شد از ماو آیه های ما جدا شد یه جو زمین واین همه شلوغی؟ این همه دین ومذهب دروغی؟ حقیقتا شماها خیلی پستید خرنباشید گاوونمی پرستید از تو جمع یکی بلند شد ایستاد بلند بلند هی صلوات فرستاد ازون قیافه های حق به جانب هم از خودی شاکی هم از اجانب گفت چرا هیشکی روسری سرش نیست ؟ پس چراهیشکی پیش همسرش نیست؟ چرازنا اینجوری بد لباسن؟ مردای غیرتی کجا پلاسن؟ خدا بهش گفت بتمرگ حرف نزن اینجا که فرقی ندارن مرد وزن یارو کنف شد ولی ازرو نرفت حرف خدا ازتو گوشاش تونرفت چشاش می چرخه نمی دونم چشه آهان می خواد یواشکی جیم بشه دید یکمی سرش شلوغه خدا یواش یواش شد از جماعت جدا باشکمی شبیه بشکه نفت یهو سرش روپایین انداخت ورفت قراولا چندتا بهش ایست دادن یارووانستاد تا جلوش واستادن فوری درآورد واسشون چک کشید گفت ببرید وصول کنید خوش بشید دلم برای حوریه لک زده دیر برسم یکی دیگه تک زده اگر نرم حوریه دلگیر میشه تروخدا بزار برم دیر میشه قراول حضرت حق دمش گرم بارشوه خیلی کلون نشد نرم گوش های یارورو گرفت تودستش کشون کشون برد ویه جایی بستش رشوه حاجی روضمیمه کردن توی جهنم اونو بیمه کردن حاجی داشت بلند بلند غر میزد داشت روی اعصابا تلنگر می زد خدا بهش گفت دیگه بس کن حاجی یخورده هم حبس نفس کن حاجی این همه آدم رومعتل نکن بگیربشین این همه کل کل نکن یه عالمه نامه داریم نخونده تازه هنوز کرات دیگه مونده نامه توپراز کارای زشت کی به توگفته جای توتوی بهشته بهشت جای آدمای باحال ولت کنم بری بهشت محاله یادت که چقدر ریا می کردی؟ بنده های مارو سیا می کردی؟ تا یه نفردوربرت می دیدی چقدرولضالین ومی کشیدی؟ این همه که روضه ونوحه خوندی یه لقمه نون دست کسی رسوندی؟ خیال می کردی ماحواسمون نیست؟ نظم ونظام هستی کشکی کشکیست؟ هرکاری کردی بچه ها نوشتن می خوای خودت بروببین زونکن خلاصه وقتی فهمید اینه بازم درست نمی تونست بشینه کاسه صبرش یه دفعه سرمی رفت تا فرصتی گیر می آورد در می رفت قیامت اینجا عجب جاییه جون شما جای شما خالیه از یه طرف کلی کشیش آوردن کشون کشون همروپیش آوردن گفتم ایناروکه قطار کردن بیچاره ها مگر چکار کردن؟ ماموره گفت می گم بهت من الان مفسد فی العرض که میگن همین هان گفت اونابهشت فروشی کردن بی پدراخدارو جوشی کردن بنام اونا حساب خوردن کفرخدارواونادرآوردن بدجوری ژاندارک ایناچزوندن زنده توی آتیش اونوسوزوندن روی زمین خدایی پیشه کردن خون گالیلرو توشیشه کردن اگه بهش بگی کلاتو صاف کن بهت می گه بشین واعتراف کن همیشه درحال نظاره بودن شما بگو اینا چکاره بودن؟ خیام اومد یه بطری هم تودستش رفت ویه گوشه ای گرفت نشستش حاجی بلند شد با صدای محکم گفت این آقاباید بره جهنم خدا بهش گفت تو دخالت نکن به اهل معرفت جسارت نکن بگو چرا به خون این هلاکی؟ این که نه مدعی داره نه شاکی نه گردوخاک کرده نه هیاهو نه عربده کشیده ونه چاقو نه مال این نه مال اون روبرده فقط عرق خریده رفته خورده آدم خوبیه هواشوداشتم اینجا خودم براش شراب گذاشتم یهو شنیدم ایست خبرداردادن نشسته ها بلند شدن واستادن حضرت اسرافیل ازاونوراومد رفت روی چارپایه یه چندتا صور زد دیدم دارن تخت روون میارن فرشته هارودوششون میارن مونده بودم که این کیه خدایا؟ تو محشراین کاراچیه خدایا؟ فکرمیکنید داخل اون تخت کی بود؟ الان می گم یه لحظه اسمش چی بود؟ اون که تودنیا مثل توپ صدا کرد همون که این لامپارواختراع کرد همون که کارش عالی بود اون دیگه بگید بابا توماس ادیسون دیگه خدا بهش گفت دیگه پایین نیا یه راست بروبهشت پیش انبیا وقت روتلف نکن توماس زود برو به هروسیله ای اگر بود برو ازروی پل نری یه وقت می افتی می گم هوایی ببرندومفتی بازحاجی ساکت نتونست بشینه گفت که مفهوم عدالت اینه؟ توماس ادیسون که مسلمون نبود این باباکه اهل دین وایمون نبود نه روضه رفته بود نه پای منبر نه شمرمی دونست چیه نه خنجر یه رکعتم نماز شب نخونده باسیم میماش شب روبه صبح رسونده حرفای یارو که به اینجا رسید خدا یه آهی از ته دل کشید حضرت حق خودش روجابجا کرد یکم به این حاجی نگا نگا کرد با اینکه خیلی خسته هم بود خطاب به بنده هادوباره فرمود شما عجب کله خرایی هستید شما عجب جونورایی هستید شمراگه بود آدلف هیتلرم بود خنجراگه بود رولورم بود حیف که آدم خودشو پیر کنه وسوزنش فقط یه جا گیر کنه می گید توماس من مسلمون نبود اهل نماز ودین وایمون نبود؟ اولا ازکجا می گید این حرفو در بیارید کله زیر برفو اون منو بهتراز شما شناخته دلیلشم این چیزایی که ساخته درست گفته ام عبادت کنید نگفته ام به خلق خدمت کنید؟ توماس نه بمب ساخته نه جنگ کرده دنیاروهم کلی قشنگ کرده من یه چراغ که بیشترنداشتم اونم تو آسمونا کار گذاشتم توماس توهراتاق چراغ روشن کرد نمی دونید چقدر به من کمک کرد تودنیا هیچکی بی چراغ نمونده واگر مونده تو باغ نبوده خدا برای حاجی آتش افروخت دروغ چرا یکم دلم براش سوخت طفلی توباورش چه قصرا ساخته اما به اینجا که رسیده باخته یکی میاد یه هاله ای باهاش چقدر بهش میاد فرشته باشه اومد رسیدودست گذاشت رودوشم دهانشو آورد کنار گوشم گفت تو که کلت پرقرمه سبزیست وقتی نمی فهمی بپرسی بد نیست این که نشسته یک مقام والاست مترجم رفیق حق تعالاست خود خدانیست نمایندش مورد اعتمادش بندش خدای لم یلد که دیدنی نیست صداش با این گوشا شنیدنی نیست شما زمینی ها همش همینید اونور میزیروخدا می بینید همینجوری می خواست بلند شه نم نم گفت که پاشو باید بری جهنم وقتی دیذم منم گرفتار شدم داد کشیدم یکدفعه بیدار شدم
خلیل جوادی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 7 خرداد1387ساعت 3:58 PM توسط ايمان ازایران برای ایران |
|
|
آنان که به سر در طلب کعبه دویدند چون عاقبتالامر به مقصود رسیدند رفتند در آن خانه که بینند خدارا بسیار بجستند و خدارا ندیدند چون معتکف خانه شدند از سر تکلیف ناگاه ندایی هم از آن خانه شنیدند ای خانه پرستان چه پرستید گل وسنگ آن خانه پرستید که پاکان طلبیدند
...؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 16 اردیبهشت1387ساعت 8:4 PM توسط ايمان ازایران برای ایران |
|
|
بنویس بابا مثل هر شب نان ندارد سارا به سین سفرمان ایمان ندارد بعد از همان تصمیم کبری ابرها هم یا سیل میبارند یا باران ندارند انگار باباهم کلاس اولی هست هی می نویسد این ندارد آن ندارد بابا انارو سیب و نان را می نوسید اما برای خوردنش دندان ندارد بنویس آن مرد زیر باران کی میاید؟ این انتظار خیسمان پایان ندارد ایمان برادر گوش کن نقطه سر خط بنویس بابا مثل هر شب نان ندارد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 2 اسفند1386ساعت 11:52 AM توسط ايمان ازایران برای ایران |
|
|
به نام خدای من وتو وهمه این مطلبرو باید در سالهای قبل عنوان می کردم اما بنا به دلایلی از این کار خودداری می کردم ،تا اینکه امسال تصمیم به درج این پرسشها گرفتم. واما اصل مطلب: در تاریخ معاصری که در حال حاضر موجود همه جا اشاره به وجود مشاوران آمریکایی ویا وابسته به آمریکا وغرب دردربارپهلوی شده، با توجه به این نکته که خود تاریخ نویسان فعلی هم برآن تاکید دارند وهمچنین اصرار بر داخلی بودن انقلاب ومبرا بودن آن از هرگونه کمک ودخالت خارجی چند سوال برام پیش آمده که درپایین آورده شده. این سوالها برای من که نتایج متفاوتی از انقلاب وچگونگی آن بدست آورده، حالا برای شما هم مطرحشون می کنم تا شما هم حداقل کمی در موردشون فکر کنید: 1- چرا پس از تبعید آقای خمینی به عراق وترکیه وسرباززدن دولتهای این دوکشور از ادامه اقامت ایشان در این کشورها ایشان را به مهد دموکراسی وآزادی مطبوعات (فرانسه) تبعید کردند، یعنی جایی که که ایشان می توانستند براحتی عیله رژیم پهلوی به تبلیغ بپردازند همانطوری که کارراانجام دادند ودولت فرانسه هم هیچ ممانعتی ازین کار به عمل نرساند . آیا برای تبعید گزینه های بهتری وجود نداشت ؟ 2- آیا فرانسه به عنوان متحد آمریکا (اینجا به عنوان دشمن انقلاب یاد شده) ودولت پهلوی نمی توانست اقدامات موثرتری در زمینه محدودیت آقای خمینی به عنوان یک تبعیدی انجام دهد؟ 3- سوال سوم در باب علت ترک ایران توسط محمد رضا شاه پهلویست واینکه دلیل این همه شتاب از سوی ایشان چه بود؟ در حالی که اگر درایران می ماند احتمال از هم گسیختگی شیرازه دولت وسیستم حکومتی کمتر بود ویا حداقل به تاخیر می افتاد وفرصت بیشتری به او می داد(این از خصوصیات هر سیستم تک محوریست که وقتی محور حذف بشه سیستم از هم می پاشه ). 4- فرانسه از دیرباز جزو متحدین نزدیک ایالات متحده بشمار می رفته ،پس چرا براحتی مقدمات سفر آقای خمینی به ایران را فراهم کرد واجازه ترک خاک این کشور را به ایشان داد در حالی که حکومت ایران هنوزپابرجا بود وحکم تبعید هم لغو نشده بود؟ 5- اما سوال پنجم وآخرین سوال اینکه دولت آمریکا تا قبل از تصرف سفارتخانه اش توسط عده ای جوان جو زده که از طرف بعضی گروه ها حمایت وتهییح می شدند روابط خود را بادولت ایران قطع نکرد ، این در حالیست که هر دولتی به عنوان اولین اقدام در رد رسمیت دولت دیگر روابط دیپلماتیک خود را با آن دولت قطع ویا از ابتدا روابطی برقرار نمیکند، آیا آمریکا هم در این مورد غافل گیر شد؟ فکر و جواب به عهده خودتون البته برای رفع سوتفاهم احتمالی باید بگم که درج این مطلب دال بر طرفداری من از رژیم پهلوی نیست چون من با هرگونه حکومت سلطنتی خواه دینی خواه غیر دینی مخالفم. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 7 بهمن1386ساعت 10:15 AM توسط ايمان ازایران برای ایران |
|
|
باز باران بي ترانه باز باران ,با تمام بي کسي هاي شبانه مي خورد بر مرد تنها ,مي چکد بر فرش خانه باز مي ايد صداي چک چک غم...باز ماتم من به پشت شيشه ي تنهايي افتاده نمي دانم... نمي فهمم کجاي قطره هاي بي کسي زيباست؟؟؟؟ نمي فهمم, چرا مردم نمي فهمند که ان کودک که زير ضربه شلاق باران سخت مي لرزد کجاي ذلتش زيباست؟؟؟ نمي فهمم..کجاي اشک يک بابا که سقفي از گل و اهن به زور چکمه هاي باران به روي همسر و پروانه هاي مرده اش ارام باريده کجايش بوي عشق وعاشقي دارد؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 4 دی1386ساعت 4:56 PM توسط ايمان ازایران برای ایران |
|
|
سیزدهم آبان روزی که آمریکا بهانه ای برای دریافت حق توحش ازایرانیان رابدست آورد
این روز را به تمام ایرانیان تسلیت عرض میکنم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 13 آبان1386ساعت 8:59 AM توسط ايمان ازایران برای ایران |
|
|
وقتي به دنيا ميام ، سياهم وقتي بزرگ مي شم ، سياهم وقتي مي رم زير آفتاب ، سياهم وقتي مي ترسم ، سياهم وقتي مريض مي شم ، سياهم وقتي مي ميرم ، هنوزم سياهم ...و تو آدم سفيد .....وقتي به دنيا مياي ، صورتي هستي وقتي بزرگ مي شي ، سفيدي وقتي مي ري زير آفتاب ، قرمزي وقتي سردت ميشه ،آبي مي شي وقتي مي ترسي ، زردي وقتي مريض مي شي ، سبزي و وقتي مي ميري ، خاکستري مي شي ...حالا تو به من مي گي رنگين پوست؟ !!
از یک کودک سیاه پوست |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 30 مهر1386ساعت 11:35 PM توسط ايمان ازایران برای ایران |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ایمان 22ساله از ایران هستم وهدفم ازایجاداین وب لاگ ایجاد زمینه تفکردرمورد خیلی چیزهاست که حتی ممکن به نظر هم نیان.
آدرس ایمیل من:imanemodern@yahoo.com |
|
RSS
|